gegli

معارف

قرآن و حديث

× آشنايي با مباني دين مبين اسلام با استفاده از قرآن وحديث ************************************ center language=java src=http://tiptap.ir/up/gheybat/3//centerdiv style=display:noneh1a href=http://www.tiptap.irابزار مذهبی وبلاگ/a/h1/div language=java src=http://tiptap.ir/up/gheybat/d/ *********************************** از زمان غیبت امام زمان(عج) تاکنون 1141سال شمسی5 ماه 2 روز 8 ساعت 57 دقیقه 00 ثانیه گذشته است و زمان 36017686620.051 همچنان در گذر است آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟ اللهم عجل لولیک الفرج ************************************** !-- www.tiptap.ir --- =text/java src=http://tiptap.ir/tools/shamsi-date/d.php?t=150px&sz=14px&c=333333&colort=333333&bg=ffffff/div style=display:noneh1a href=http://www.tiptap.irکد تاریخ شمسی/a/h1/div !-- www.tiptap.ir --- div style=background-color:black; margin-right:10px ; vertical-align:top;width:120px; height:120px; color:white ;div align=centerstyle=border-top-style:solid;width:120px ; border-top-width:3px; border-top-color:red ; margin-bottom:0px ; background-color:black;font:tahoma;font-size:16pxa href=http://www.iribnews.ir/vod/vc_flv.aspx?hotitem=2987 img src=http://medianews.iribnews.ir/vod/thumb/201515240215_menna - segment1(00_00_00.000-00_00_19.965).flv.jpg width=110 height=70 /a حادثه مرگبار در منا /div /div
×

آدرس وبلاگ من

mhkh1972.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/001972

×

پیام 1201 داستان زیبا و تاثیرگذار یک بار اعتماد جوانی گناهکار به حضرت زهرا سلام الله علیها

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

بنام خداوند بخشنده مهربان

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ

داستان زیبا و تاثیرگذار یک بار اعتماد جوانی گناهکار به حضرت زهرا سلام الله علیها
چند وقت پیش توی تهران، توی حسینیه ای منبر میرفتم، یه جوونی اومد نزدیک سی سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنویس، گفت نوشتنی نیست. گفتم ببین منو قبول داری؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار میکنم، کسی که نتونه حرفشو بنویسه بعدشم نمیتونه بگه. یک و دو و سه و چهار کن و بنویس. گفت باشه
فرداشب که اومدیم، یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم دیدم این همونیه که من در به در دنبالش میگشتم
فرداشب اومد گفت که: چی شد؟
گفتم من نوکروتنم، من میخوام با شما یه چند دقیقه صحبت کنم
وعده کردیم و گفت که: منو چجوری میبینید شما؟
گفتم من نه رمالم نه جادوگرم چی بگم؟
گفت: نه ظاهری، گفتم بچه هیئتی
زد زیر گریه گفت: خاک تو سر من کنند، تو اگر بدونی من چه جنایاتی کردم، چه گناهایی کردم. فقط خوب خوبه ای که میتونم بگم از گناهایی که کردم اینه که مادرمو چند بار کتک زدم، پدرمو زدم، دیگه عرق و شراب و کارای دیگه شو، دیگه
گفتم پس الآن اینجوری
گفت حضرت زهرا دستمو گرفت
گفت حاج آقا من سرطانی بودم، سرطانی میدونی یعنی چی؟
گفتم یعنی چی؟
گفت به کسی سرطانی میگن که نه زمان حالیشه، نه مکان، نه شب عاشورا حالیشه، نه تو حسینیه، نه مکان میفهمه
گفت من سرطانی بودم
یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، هرکی هر کی رو جور میکرد تو این خونه مجردی اونجا رختخواب گناه و معصیت
گفت شب عاشورا هرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودند
نه نمازی، نه حسینی، هیچی
میگفتم اینارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
میگفت ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنم
تو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، دخترخانم چادری داشت میرفت حسینیه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشینش کردم با هر مکافاتی که بود، میرسونمت و ....ـ
خلاصه، بردمش توی اون خانه ی مجردی
اینم مثل بید میلرزید و گریه میکرد و میگفت بابا مگه تو غیرت نداری؟ آخه شب عاشوراست!!!! بیا به خاطر امام حسین حیا کن
گفتم برو بابا امام حسین کیه؟ اینارو آخوندا درآوردند، این عربها با هم دعواشون شده به ما ربطی نداره
گفت توی گریه یه وقت گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حیا کن!!! من این کاره نیستم، من داشتم میرفتم حسینیه
گفتم من فاطمه زهرا هم نمیشناسم، من فقط یه چیز میشناسم: جوانی، جوانی کردن
جوانی، گناه
جوانی، شهوت
اینارو هم هیچ حالیم نیست
گفت این خانمه گفت: تو اگر لات هم هستی، غیرت لاتی داری یا نه؟ گفت: چطور؟
_ خودت داری میگی من زمین تا آسمون پر گناهم ، این همه گناه کردی، بیا امشب رو مردونگی لوتی وار به حرمت مادرم زهرا گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاری دلت میخواد بکن
گفت ما غیرتی شدیم
لباسامو پوشیدم و گفتم: یالا چادرو سرت کن ببینم، امشب میخوام تو عمرم برای اولین بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببینم این زهرا میخواد چیکار کنه مارو... یالا
سوار ماشینش کردم و اومدم نزدیک حسینیه ای که میخواست بره پیاده اش کردم
از ماشین که پیاده شد داشت گریه میکرد
همینجور که گریه میکرد و درو زد به هم، دم شیشه گفت: ایشاالله مادرم فاطمه دستتو بگیره، خدا خیرت بده آبروی منو نبردی، خدا خیرت بده
میگه اومدم تو خونه و حالا ضد حال خوردیم و
تو صحبت ها که داشتم میبردمش تا دم حسینیه، هی گریه میکرد و با خودش حرف میزد، منم میشنیدم چی میگه
اما داشت به من میگفت
میگفت: این گناه که میکنی سیلی به صورت مهدی میزنی، آخه چرا اینقدر حضرت مهدی رو کتک میزنی، مگه نمیدونی ما شیعه ایم، امام زمان دلش میگیره، اینارو میگفت
منم سفت رانندگی میکردم
پیاده که شد رفت، آمدم خونه
دیدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اینا همه رفتند حسینیه
تو اینام فقط لات من بودم
گفت تلویزیونو که روشن کردم دیدم به صورت آنلاین کربلا را نشون میده
صفحه ی تلویزیون دو تکه شده، تکه ی راستش خود بین الحرمین و گاهی ضریحو نشون میده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ی تلویزیون یه تعزیه و شبیه خونی نشون میداد، یه مشت عرب با لباس عربی، خشن، با چپی های قرمز، یه مشت بچه ها با لباس عربی سبز، اینارو با تازیانه میزدند و رو خاکها میکشوندند
میگفت من که تو عمرم گریه نکرده بودم، یاد حرف این دختره افتادم گفتم واااااای یه عمره دارم تازیانه به مهدی میزنم
میگفت پای تلویزیون دلم شکست، گفتم زهرا جان دست منو بگیر
زهراجان یه عمره دارم گناه میکنم، دست منو بگیر
من میتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم
کسی هم تو خونه نبود، دیگه هرچی دوست داشتم گریه کردم
گریه های چند ساله که بغض شده بود، گریه میکردم، داد میزدم، عربده میکشیدم، خجالت که نمیکشیدم دیگه، کسی نبود
میگفت نزدیکای سحر بود، پدر و مادرم از حسینیه آمدند
تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمش رضاست)، یه نگاه به من کرد گفت: رضا جان کجا بودی؟
گفتم چطور؟ گفت بوی حسین میدی
رضاجان بوی فاطمه میدی، کجا بودی؟
افتادم به دست پدر و مادرم، گریه.... تورو به حق این شب عاشورا منو ببخش
من کتک زدم، اشتباه کردم
بابام گریه کن، مادرم گریه کن، داداشها، خواهرا... همه خوشحال
داداش ما، پسر ما، پسرم حسینی شده
صبح عاشورا، زنجیرو برداشتم و پیرهن مشکی رو پوشیدم و رفتم تو حسینیه
تو حسینیه که رفتم، میشناختند، میدونستند من هیچوقت اینجاها نمیومدم
همه خوشحال
رئیس هیئت آدم عاقلیه
آمد و پیشونی مارو بوسید و بغلمون کرد و گفت رضاجان خوش آمدی، منت سر ما گذاشتی
گفت منم هی زنجیر میزدم و یاد اون سیلی هایی که به مهدی زده بودم گریه میکردم
هی زنجیر میزدم به یاد کتکایی که با گناهانم به مهدی زدم گریه میکردم
جلسه که تمام شد، نهارو که خوردیم، رئیس هیئت منو صدا زد
(من یه خواهشی دارم به کسانی که دستشون به دهنشون میرسه، میتونند سالی چند نفرو کربلا ببرند تورو به خدا یکی از کسانی که کربلا میبرید از این طایفه باشه
اون جوونی که اهل این حرفها نیست اما یه روز عاشورا میاد، همون روز دستشو بگیر بگو خوش آمدی، میای بریم کربلا؟
این جوونا اگر شش گوشه ی حسینو ببینند گریه میکنند، متحول میشن، کربلا آدمو آدم میکنه
اومد به من گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم
گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت
میگفت حاج آقا هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم
رئیس هیئت اومد گفت که: آقارضا، بریم تو حرم
گفتم برید من یه چند دقیقه کار دارم
تنها که شدم، زدم تو صورتم گفتم حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟
زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟ بی بی جان آدمم کردی؟
اومدم شبکه رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگیر، نگذار برگردم دوباره
میگفت رئیس هیئت کاروان داره، مکه مدینه میبره. میگفت حاج آقا به جان زهرا سال تمام نشده بود گفت میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده
خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم
گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم مدینه ای؟
میگفت خلاصه کار برام پیش اومد و کار و دیگه رفیقای اون چنینی را گذاشتم کنار و آبرو پیدا کردم
یه مدتی، دو سالی گذشت
میگفت حاج آقا همه یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف
مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی، کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟
گفتم بریم مادر، یه دختر نجیب زندگی کن را پیدا کن
رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه و اینهاست، خلاصه رفتیم خواستگاری
پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود.
چقدر خوبه دختردارها اینجوری دختر شوهر بدن، باریکلا
میگفت منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین رضاجان من میدونم کی هستی. اما دو سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم. فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون. من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم
میگفت منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم
گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید
گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادررمون، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه
عروس خانم وقتی سینی را آورد گذاشت جلوی ما، یه نگاه به من کرد، یه وقت گفت
یا زهرا
سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین
مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق
میگفت من دیدم حاج آقا فقط صدای شیون از اتاق بلنده
همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا
منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟
گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟
گفتم چی میگه؟
گفت: مادر میگه که
دیشب خواب دیدم حضرت زهرا اومده به خواب من، عکس این پسر شمارو نشونم داده، گفته این تازگیا با حسین من رفیق شده
به خاطر من ردش نکن
مادر دیشب فاطمه سفارشتو کرده
 
به خدا جوونا اگر رفاقت کنید، اعتماد کنید، زهرا آبروتون میده، دنیاتون میده، آخرتتون میده
یا زهرا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پروردگارا امور ما را به قرآن

اصلاح بفرما و توفیق بندگی خالصانه را  به قرآن مستحكمت عنایت فرما

پروردگارا قلوب ما را به نور قرآن روشن گردان و توفیق عمل  به قرآن را عنایت فرما

به لطف و كرم  خود  سفر  مسافرین  ما را بی خطر و آنها را

به سلامت به اوطانشان برسان

   و نیز به لطف و كرم خود بیماران ما را شفا عنایت فرما آمین یا رب العالمین

خداوندا از تو تقاضای خالصانه می كنم  آنچه را كه بندگان شایسته ات از تو خواستند

و عنایت كردی به ما نیز از كرم و لطف بی كرانت عطا فرما

 آمین با ربّ العالمین

گرد آوری شده توسط

محمّد حسن خسروی

شنبه 21 تیر 1393 - 10:04:41 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   1:09:42 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   1:05:23 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   1:03:49 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   12:58:17 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   12:41:12 AM

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 9 مرداد 1393   12:19:13 AM

http://noorani.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   11:36:48 PM

http://noorani.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   11:36:02 PM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   7:16:50 PM

Likes 1
92008559409363995772.jpg

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   7:16:50 PM

Likes 1
92008559409363995772.jpg

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   7:06:40 PM

Likes 1

 خدایا ، خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 8 مرداد 1393   7:06:11 PM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   10:14:04 AM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:45:50 AM

Likes 1

 

 

 

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی 

شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم 

سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:41:53 AM

Likes 1

 

وقتی خدا خواهد که دستی را بگیرد

حتی منِ آلوده را هم می‌پذیرد

از درب این خانه نمی‌گردد کسی رد

پس خوش به حال هر کسی این‌جا بمیرد

 

این جا همان جایی که دل را می‌برند و

بیچاره‌ها را با نگاهی می‌خرند و

 

از دیده‌ی آلوده تا باران می‌آيد

جای عذاب و النّار حق، غفران می‌آید

بر درد بی‌درمان دل درمان می‌آید

زهرا خودش از عرش، از رضوان می‌آید

 

هر کس الهی بالحسین العفو گوید

پا در کویرش می‌نهد تا گُل بروید

 

شرمنده‌ هستم بر سر قولم نماندم

یک شب نمازم را برای تو نخواندم

محض رضای تو، گناهی را نراندم!

باید خودم را پای چشمه می‌رساندم

 

تا این‌که با آن غسل می‌دادم تنم را

از تیرگی‌ها می‌زدودم دامنم را

 

یک روز اشکی داشتم حالا ندارم

در بین خوبان تو اصلاً جا ندارم

دستی برای یاری مولا ندارم

بد هستم، اما با کسی دعوا ندارم

 

من هرچه باشم از اهالی غدیرم

مهمان بزم سفره‌ی نعم‌الامیرم

 

با یاعلی در می‌زنم تا در گشایی

در را به‌ آهنگ خوش حیدر گشایی

این است رمز فتح هر کشور گشایی

تنها کسی که می‌کند خیبر گشایی

 

یعسوب دین مولا امیرالمؤمنین است

پس فتح دل‌ها با امیر‌المؤمنین است

 

گفتم علی و مهر ساغر را شکستند

ساقی علی باشد همه سیراب هستند

قوم عجم بیش از عرب از باده مستند

از آن زمانی که خدا را می‌پرستند

 

عشق علی سرمایه‌ی ایرانیان است

ناد علی رمز نجات شیعیان است

 

من آمدم حالا بگو دست کرم کو؟

گفتی که این شب‌ها گدا را می‌خرم کو؟

در آرزوی مهدی ام، تاج سرم کو؟

گم کرده‌ام راه حرم را ،پس حرم کو؟

 

دل بی‌قرارپرچم سرخ حسین است

هر شب سوارپرچم سرخحسین است

 

این سرزمین خشک و بی‌آب و علف را

این ناله‌های سینه‌سوز بی‌هدف را

این زائر درمانده‌ء شهر نجف را

این عاشق دلداده‌ء صحرای طف را

 

کی می‌بری تا صحن ایوان طلایی

کی می‌کنی این بی‌نوا را کربلایی 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:38:05 AM

Likes 1

  

بچه گي كرده ام، پشيمانم

من ندانسته شيطنت كردم

بغلم كن دوباره مثل قديم

رو نگردان زمن، غلط كردم

ساده گي كار دست من داده

همنشين ِ بد از تو، دورم كرد

لطف بيش از حد شما؛ امروز

بنده اي سركش و جسورم كرد

سيب سرخ هوس فريبم داد

دلم از كرده اش پشيمان است

عذر تقصير پيشت آوردم

مهربان، بخشش از بزرگان است

به كجا مي شود فرار كنم !؟

بدتر از متهم زمين خوردم

!حيف آن دست، كه مرا بزني

نزده ؛ من خودم زمين خوردم

آبرو،اشك، ندبه و توبه

باز هم وا‍ژه هاي تكراري

دست هاي مرا دوباره بگير

تا بفهمم كه دوستم داري

شده ام جنس كهنه ي بازار

رهگذر، دوست، آشنا نخرد

كاش از اول ضرر نمي ديدم

هيچ كس غير تو، مرا نخرد

 نه ! من از چشم تو نمي افتم

...تا حسيني و كربلايي هست

آبروي مرا نخواهي برد

...تا كه عشق امام رضايي هست

روسیاهم صدا نخواهي زد

پاي من را قلم نخواهي كرد

به دلم دست رد نخواهي زد

سنگ روي يخم نخواهي كرد

بازهم روي خوش نشان دادي

چقدر خوب شد كه زهرا هست

غسل گريه كن اي دل غافل

روضه دست ومشك سقا هست

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:34:12 AM

Likes 1

 بساط عاشقی ما به پاست این شبها

زمان آشتی باخداست این شبها

گناهکارقدیمی  دوباره برگشته

صدای زمزمه ها آشناست این شبها

زمان بده به زمین خورده ای اله کریم

اگرمرابزنی هم رواست این شبها

خوشابه حال گدایی که چشم تردارد

که گریه های سحرکیمیاست این شبها

کنارسفره ی افطار،زیرلب گفتم

نگفته ای به خود،آقاکجاست این شبها

قسم به خاک نشسته به چادرزهرا(س)

مراببخش،ببخشی رواست این شبها

زفتنه های زمانه خط امان داریم

چراکه نام علی ،ذکرماست این شبها

گدای صحن وسرای شهنشه نجفم

دلم هوایی ایوان طلاست این شبها

دل شکسته ی ما با سلام ارباب

مسافر حرم کربلاست این شبها

سلام بر لب عطشان سیدالشهدا(ع)

سخن زتشنه لب سرجداست این شبها

شنیده ام که  سرش نی به نی عوض میشد

شکایت من ازآن نیزه هاست این شبها

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:12:38 AM

Likes 1
 

خود را به خواب مي زني اي بنده تا به كي !؟

هي توبه پشت ِ توبه، سرافكنده تا به كی !؟

دنيا وفا نكرده ، وفا هم نمي كند

با زرق و برقش از غم دل، كم نمي كند

از حوض ِ نور،كي به رخت آب مي زني !؟

كي دست رد به سينه ي اين خواب مي زني !؟

اي بنده جزء براي خدا بنده گي نكن

!کج می روی،لجاجت و یک دنده گی نکن

بنده در اوج ِ فاجعه زانو نمی زند

غير از خداي ِ خود به كسي رو نمي زند

عقلت مگر به شايد و بايد نمي رسد !؟

بارِ كجت به منزل و مقصد نمي رسد

!تيشه نزن به ريشه ي خود بنده ي خدا

بیراهه می روی، نشو شرمنده ی خدا

جاي غم ِ بهشت، غم ِ پول مي خوري !؟

بيچاره اي كه مثل پدر گول مي خوري

بيهوده هي براي دلت كيسه دوختي

باغ بهشت را به جو ِ ري فروختي !؟

!ای ورشکسته،بیش ترازاین ضرر نده

لحظه به لحظه عمر خودت را هدر نده

شبهاي قدر فرصت خوبيست؛ گريه كن

آيا زمان توبه ي تو نيست!؟ گریه کن

شبهاي قدر فرصت خوبيست؛ توبه كن

غيراز تو و خدا كه كسي نيست!توبه کن

شبهاي قدر ناله بزن بي معطلي

دستم به دامنت، مددي مرتضي علي

شبهاي قدر اشك تو را كوثري كند

زهرا براي شيعه ي خود مادري كند

جا مانده اي ز قافله، هيهات، گریه کن

امشب براي عمه ي سادات گريه كن

شايد خدا به حال ِ خرابت نظاره كرد

پرونده ي سياه تو را پاره پاره كرد

مانند سوزِ صبح ِ مه آلود مي رسد

وقتي نمانده است، اجل زود مي رسد

باید بری ! به فكرِ حساب و كتاب باش

فكر فشارِ قبروسئوال وجواب باش

شبهاي قبر، تيره تر از كرده هاي توست

مهتاب روشنش سفر كربلاي توست 

بي نور عشق، قبر تو دلگير مي شود

امشب بگير تذكره را ، دير مي شود

ای تشنه لب ، ز دست سبو آب را بگير

امشب به گريه دامن ارباب را بگير

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   9:02:55 AM

Likes 1

 بساط عاشقی ما به پاست این شبها


زمان آشتی باخداست این شبها


گناهکارقدیمی  دوباره برگشته


صدای زمزمه ها آشناست این شبها


زمان بده به زمین خورده ای اله کریم


اگرمرابزنی هم رواست این شبها


خوشابه حال گدایی که چشم تردارد


که گریه های سحرکیمیاست این شبها


کنارسفره ی افطار،زیرلب گفتم


نگفته ای به خود،آقاکجاست این شبها


قسم به خاک نشسته به چادرزهرا(س)


مراببخش،ببخشی رواست این شبها


زفتنه های زمانه خط امان داریم


چراکه نام علی ،ذکرماست این شبها


گدای صحن وسرای شهنشه نجفم


دلم هوایی ایوان طلاست این شبها


دل شکسته ی ما با سلام ارباب


مسافر حرم کربلاست این شبها


سلام بر لب عطشان سیدالشهدا(ع)


سخن زتشنه لب سرجداست این شبها


شنیده ام که  سرش نی به نی عوض میشد


شکایت من ازآن نیزه هاست این شبها

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   8:57:25 AM

Likes 1

امشب که هر درمانده ای،با خویش

تنها می شود

امشب بساط آشتی،با تو مهیا

می شود

امشب سرِ سال من است،شرمندگی

حال من است

آیا نصیبم بخشش است،این شام

احیا می شود

در ازدحام خوبها،در این حضور

بی ریا

آیا گدا یِ بی نوا،در گوشه ای جا

می شود

ای کاش می گفتی به من،

با این همه شرم و محن

آیا برای در زدن،یک خانه

پیدا می شود

گفتم چگونه می شود،

با این همه بار گناه

ما را بگیرد در پناه،

گفتند حالا می شود

گفتم به داد بی کسان،

گفتند ز مولا می رسد

گفتم پناه خستگان،

گفتند زهرا می شود

حالم اگر بد حالی است،

دستم اگر چه خالی است

امشب روا حاجات ما،

با نام سقا می شود

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 27 تیر 1393   8:54:41 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:44:18 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:31:05 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:28:14 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:18:28 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:12:01 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:02:03 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   6:00:17 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:50:28 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:48:11 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:46:57 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:45:36 AM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:44:03 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:37:16 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 25 تیر 1393   5:31:07 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:40:43 AM

Likes 1

دعاى روز هفدهم ماه مبارک رمضان


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.

خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى که نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاکیزگان.

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:36:17 AM

Likes 1

دعاى روز هفدهم ماه مبارک رمضان


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْـضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین.

خدایا راهنمائیم کن در آن به کارهاى شایسته واعمال نیک وبرآور برایم حاجتها وآرزوهایم اى که نیازى به سویت تفسیر وسؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد وآل او پاکیزگان.

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:35:34 AM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:17:21 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:13:30 AM

Likes 1

 به خانه می رفت

با كيف 

           و با كلاهی كه بر هوا بود 

چيزی دزديدی؟

                  - مادرش پرسيد -

دعوا كردی باز؟

                     - پدرش گفت -

و برادرش كيفش را زير و رو می كرد 

به دنبال آن چيز 

                   كه در دل پنهان كرده بود 

تنها مادربزرگش ديد 

                      گل سرخی را در دست فشرده كتاب هندسه اش 

                                                                      و خنديده بود

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:08:40 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:05:31 AM

Likes 1

 مادر بزرگ

گم کرده ام در هیاهوی شهر

آن نظر بند سبز را

که در کودکی بسته بودی به بازوی من

در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق

خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست

دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت

من چشم خورده ام

من چشم خورده ام

من تکه تکه از دست رفته ام

در روز روز زندگانی ام

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:03:13 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   8:01:11 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   7:55:03 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 24 تیر 1393   7:54:22 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   11:19:22 AM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   11:14:04 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   11:00:22 AM

Likes 1

 roz abi sooka ir 2 عکس های بسیار زیبا از گل رز آبی

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   10:56:30 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   10:55:06 AM

Likes 1

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   10:53:25 AM

Likes 1

 

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   9:49:29 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   9:43:03 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

دوشنبه 23 تیر 1393   9:41:02 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   5:32:13 PM

Likes 1

http://noorani.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   2:10:40 PM

Likes 1

سلام مرد مومن مطلب زیبایی بود اشکم در اومد خدا کنه فاطمه زهرا عنایتی هم بما بکند مرد مومن مارو تحویل نمی گیری عیبی نداره تا خدا و مهدی رو داریم غم نداریم یا علی مولا همیشه شاد و سلامت باشید

http://noorani.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   2:08:25 PM

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:44:24 AM

Likes 1

http://www.shiaupload.ir/images/68469021505421839258.jpg

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:32:10 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:29:30 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:26:06 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:21:54 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:00:46 AM

کمی قبل از سحر

 


تو را خواهم بوسید




می خواهم تمام روز




مزمزه ات کنم.

 

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   9:03:07 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   8:55:30 AM

Likes 1


میلاداسوه احسان،کریم آل طاها امام مجتبی علیه السلام مبارک باد
امام حسن علیه ‏السلام گل حسنِ یوسف باغ پیامبر است
عکس این گلِ حسن یوسف در آینه را بانوان بهشت، تا ابد آه می‏کشند
حُسن حسن، نیمه سیبی است که پیامبر
صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم به فاطمه علیهاالسلام هدیه داد
نگاه فاطمه به هر طرف رو کند، آفتاب به آن سو رو می‏کند؛
فاطمه علیهاالسلام ملکه آفتابگردان‏های دنیاست
و حسن علیه‏ السلام ، گلی که در سایه‏اش قد کشیده است

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   8:56:50 AM

Likes 1

 از دل نوشته هایم ساده نَگذر



به یاد داشته باش




این «دل نوشته» ها را




یک «دل» نوشته ...!

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   8:51:30 AM

Likes 1

 انتظار

 


زیباترین نقاشی دنیاست


 


وقتی حاصل تصویرش


 


تو باشی...

 

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   8:53:05 AM

Likes 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

یکشنبه 22 تیر 1393   8:47:33 AM

 صفر را بستند

 


تا ما به بیرون زنگ نزنیم!


 


از شما چه پنهان ما از درون زنگ

زده‌ایم...

                                                                 

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   11:08:48 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   11:01:36 AM

Likes 1

كمالات انسانى
امام حسن (ع ) در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در كنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى كرد و مى بوسید و مى بویید
از پیغمبر اكرم (ص ) روایت كرده اند كه درباره امام حسن و امام حسین (ع ) مى فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (كنایه از این كه در هر حال امام و پیشوایند
امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج كرد، پیاده ، در حالى كه اسبهاى نجیب را با او یدك مى كشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى كرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى كرد مى گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد كه بیهوش مى شد و چون به یاد بهشت و دوزخ مى افتاد؛ همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى كرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود
سرشت و طینت امام
در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه هاى انسانیت وجود داشت . هر كه او را مى دید به دیده اش بزرگ مى آمد و هر كه با او آمیزش ‍ داشت ، بدو محبت مى ورزید و هر دوست یا دشمنى كه سخن یا خطبه او را مى شنید، به آسانى درنگ مى كرد تا او سخن خود را تمام كند و خطبه اش را به پایان برد. محمّد بن اسحاق گفت
پس از رسول خدا (ص ) هیچكس ‍ از حیث آبرو و بلندى قدر به حسن بن على نرسید. بر در خانه اش فرش ‍ مى گستردند و چون از خانه بیرون مى آمد و آنجا مى نشست راه بسته مى شد و به احترام او كسى از برابرش عبور نمى كرد و او چون مى فهمید؛ بر مى خاست و به خانه مى رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مى كردند

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   10:55:46 AM

Likes 1

  زندگینامه امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسن (ع ) فرزند امیرمؤ منان على بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پیامبر خدا (ص ) است .
 
ولادت
امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت كرد. رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى كرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش - كه یك درم و چیزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین كنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . كنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها كنیه اوست .
القاب امام
لقب هاى او: سبط، سید، زكى ، مجتبى است كه از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد

پیامبر اكرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود كه حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.
امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) كه با رحلت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت
امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال كرد، و نزدیك به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه كه دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشكارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق كه مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشكر كشید و جنگ آغاز كرد. ما در این باره كمى بعدتر سخن خواهیم گفت
امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیكر و بزرگوارى به رسول اكرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف كنندگان آن حضرت او را چنین توصیف كرده اند:
(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندكى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریك ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان كوتاه . سیمایى نمكین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها
ابن سعد گفته است كه (حسن و حسین به رنگ سیاه ، خضاب مى كردند

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   10:06:56 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   10:06:33 AM

Likes 1

دعاى روز چهاردهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.

خدایا مؤاخذه نکن مرا در ایـن روز به لغزشها و درگذر از من در آن از خطاها وبیهودگیها وقرار مده مرا در آن نشانه تیر بلاها وآفات اى عزت دهنده مسلمانان

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   10:05:59 AM

Likes 1

http://mhkh1972.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 21 تیر 1393   10:05:01 AM

Likes 1

آخرین مطالب


پیام 1234دعا


پیام 1233دعای روز های ماه مبارک رمضان


پیام 1232روز مبعث چه روزی است؟


پیام 1231 سال روز شهادت مولا و آقا باب الحوائج امام کاظم علیه السلام


پیام 1230 فضایل امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در قرآن - گفتگوی معاویه با ابن عباس


پیام 1229 واقعه غدیر خم و اهمیت آن


پیام 1228 زندگی پر بار حضرت امام جعفر صادق عليه السلام


پیام 1227 چهل حدیث از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


پیام 1226ویژگی های شب قدر در قرآن


پیام 1225 شمه ای از فضایل حضرت امام حسن علیه السلام


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

305731 بازدید

222 بازدید امروز

99 بازدید دیروز

956 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت