gegli

معارف

قرآن و حديث

× آشنايي با مباني دين مبين اسلام با استفاده از قرآن وحديث ************************************ center language=java src=http://tiptap.ir/up/gheybat/3//centerdiv style=display:noneh1a href=http://www.tiptap.irابزار مذهبی وبلاگ/a/h1/div language=java src=http://tiptap.ir/up/gheybat/d/ *********************************** از زمان غیبت امام زمان(عج) تاکنون 1141سال شمسی5 ماه 2 روز 8 ساعت 57 دقیقه 00 ثانیه گذشته است و زمان 36017686620.051 همچنان در گذر است آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟ اللهم عجل لولیک الفرج ************************************** !-- www.tiptap.ir --- =text/java src=http://tiptap.ir/tools/shamsi-date/d.php?t=150px&sz=14px&c=333333&colort=333333&bg=ffffff/div style=display:noneh1a href=http://www.tiptap.irکد تاریخ شمسی/a/h1/div !-- www.tiptap.ir --- div style=background-color:black; margin-right:10px ; vertical-align:top;width:120px; height:120px; color:white ;div align=centerstyle=border-top-style:solid;width:120px ; border-top-width:3px; border-top-color:red ; margin-bottom:0px ; background-color:black;font:tahoma;font-size:16pxa href=http://www.iribnews.ir/vod/vc_flv.aspx?hotitem=2987 img src=http://medianews.iribnews.ir/vod/thumb/201515240215_menna - segment1(00_00_00.000-00_00_19.965).flv.jpg width=110 height=70 /a حادثه مرگبار در منا /div /div
×

آدرس وبلاگ من

mhkh1972.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/001972

×

دانستنی هایی از قرآن 1120 به مناسبت روز مباهله گزیده ای از کتاب علامه طباطباییصاحب تفسیر المیزان


بنام خداوند بخشنده مهربان
فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ
(سوره آل عمران آیه 61)
پس هر كس با تو درباره عیسى در مقام مجادله برآید بعد از آنكه به احوال او آگاهى یافتى، بگو:بیایید ما و شما فرزندان و زنان و كسانى را كه به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یكدیگر نفرین كنیم) تا دروغگویان (و كافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم

 

تفسیر از مجمع البیان  : مباهله با مسیحیان نجران

این آیه به دنبال آیات قبل و استدلالى كه در آنها بر نفى خدا بودن مسیح (علیه‏السلام) شده بود ، به پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) دستور مى‏دهد : هر گاه بعد از علم و دانش كه ( در باره مسیح ) براى تو آمده ( باز ) كسانى با تو در آن به محاجه و ستیز برخاستند ، به آنها بگو : بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى‏كنیم و شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خویش را دعوت مى‏نماییم ، شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود ( كسانى كه به منزله جان هستند ) دعوت مى‏كنیم ، شما هم از نفوس خود دعوت كنید ، سپس مباهله مى‏كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى‏دهیم 

ناگفته پیدا است منظور از مباهله این نیست كه این افراد جمع شوند و نفرین كنند و سپس پراكنده شوند زیرا چنین عملى به تنهایى هیچ فایده‏اى ندارد ، بلكه منظور این است كه این نفرین مؤثر گردد ، و با آشكار شدن اثر آن ، دروغگویان به عذاب گرفتار شوند و شناخته گردند

به تعبیر دیگر ، گرچه در این آیه به تاثیر و نتیجه مباهله تصریح نشده اما از آنجا كه این كار به عنوان آخرین حربه ، بعد از اثر نكردن منطق و استدلال ، مورد استفاده قرار گرفته دلیل بر این است كه منظور ظاهر شدن اثر خارجى این نفرین است . 

 

تفسیر از ترجمة المیزان  : مباهله با مسیحیان نجران ** بیان آیات **

سوره آل عمران ، این مقصود را دنبال مى‏كند كه مؤمنین را به توحید كلمه بخواند ، تشویقشان كند تا هر چه زودتر یك پارچه شوند ، و خود را براى مقابله با دشمنان یعنى یهود و نصارا و مشركین آماده سازند ، باید در مقابل ناملایماتى كه مى‏بینند صبر كنند ، زیرا موقعیتى بس خطرناك دارند ، چون دشمنان مشغول جمع‏آورى نیرو هستند و در خاموش كردن نور خدا با دست و دهان خود یكدل و یك جهت شده‏اند

این احتمال خیلى به ذهن نزدیك مى‏رسد كه سوره آل عمران همه‏اش یكباره نازل شده باشد ، براى اینكه آیاتش كه دویست آیه است ظهورى روشن در بهم پیوستگى و انسجام دارد ، و از اول تا به آخر متناسب با هم است ، و پیداست كه همه اغراض آنها بهم مربوط است
و به همین جهت این احتمال از هر احتمالى دیگر بنظر قوى‏تر مى‏آید ، كه بگوئیم این سوره وقتى به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نازل شده كه تا حدودى دعوتش جا افتاده بود براى اینكه در بین آیاتش ، هم سخنى از جنگ احد ، و واقعه مباهله و نفرین كردن با نصاراى نجران ، و یادى از كار یهود دیده مى‏شود و هم تحریكى نسبت به مشركین است
و نیز مسلمانان را به صبر مى‏خواند ، و دستور مى‏دهد تا یكدیگر را به صبر سفارش كنند ، و دست به دست یكدیگر داده وحدتى تشكیل دهند
و همه اینها مؤید این معنا است كه سوره مورد بحث ، در روزگارى نازل شده كه مسلمانان ، مبتلا به دفاع از حوزه دین بودند ، دفاعى كه براى آن ، همه قوا و اركان خود را بسیج كرده بودند .

از یك طرف در اثر فتنه‏جوئیهاى یهود و نصارا در داخل جمعیت خود ، با درگیریها و فتنه و آشوبها روبرو بودند ، فتنه‏هائى كه تشكل آنان را سست مى‏كرد ، باید براى خاموش كردن آشوبهاى آنان قسمت عمده‏اى از وقت خود را صرف احتجاج و بگومگوى با آنان كنند ، و از سوى دیگر با مشركین درگیر بودند ، و باید با آنها بجنگند ، و همیشه در حال آماده باش بوده و لحظه‏اى امنیت نداشته باشند ، چون در آن ایام اسلام در حال انتشار بوده و آوزاه‏اش همه جا را پر كرده بود ، و مردم دنیا چه یهودش و چه مسیحیش و چه مشركش همه علیه اسلام قیام كرده بودند.

فَمَنْ حَاجَّك فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسكُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلى الْكذِبِینَ(61) إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصص الْحَقُّ  وَ مَا مِنْ إِلَهٍ إِلا اللَّهُ  وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ(62) فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِالْمُفْسِدِینَ(63)

ترجمه آیات

پس هر كس با تو در باره بندگى و رسالت عیسى (علیه‏السلام) مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب یافتى ، به ایشان بگو بیائید ما فرزندان خود ، و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود و شما زنان خود را ، ما نفس خود ، و شما نفس خود را بخوانیم و سپس مباهله كنیم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگویان كه یا مائیم ، یا شما ، درخواست كنیم (61)

این داستان كه از مریم آوردیم تنها داستانهاى صحیح و حق در مورد مریم و عیسى (علیهماالسلام) است و هیچ معبودى به جز الله نیست و تنها عزیز و حكیم الله است (62

حال اگر با دعوت به مباهله باز هم اعراض كردند بدانید كه خدا داناى به مفسدین است (63)

بیان آیات

حرف فا كه بر سر این آیه در آمده مى‏رساند مضمون آیه كه دعوت به مباهله است ، نتیجه‏گیرى و تفریع بر تعلیم الهى است كه در دو آیه قبل خاطر نشان نموده ، فرمود : 

ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَیْكَ مِنَ اْلآیاتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكیمِ(58)
این سخنان كه بر تو مى‏خوانیم از آیات الهى و ذكر حكمت آموز است

إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ(59)
 همانا مثل (خلقت) عیسى به امر خدا مثل خلقت آدم است كه او را از خاك بساخت، سپس بدان خاك گفت: (بشرى به حد كمال) باش، همان دم چنان گشت. سخن حق همان است كه از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شكّ كنى!
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ(60)

سخن حق همان است كه از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شكّ كنى
 و در آیه بعدش مطلب را با جمله : حق از ناحیه پروردگار تو است ، پس از مرددین مباش تاكید ،
 و ختم كرد

و در آیه مورد بحث آن تعلیم الهى را با بیانى واضح‏تر بیان مى‏كند

و چه بیانى روشن‏تر از مباهله و ضمیر كاف خطاب تو در این آیه به عیسى (علیه‏السلام) و یا به حق نامبرده در آیه قبل بر مى‏گردد

بیان آیه قبلى از خداى تعالى با اینكه بیانى الهى بود و شكى باقى نمى‏گذاشت ، علاوه بر آن ، مشتمل بود بر برهانى ساطع ، بر آن حقیقتى كه آیه : ان مثل عیسى عند الله كمثل آدم
برهان ساطع دیگرى بر آن بود ، پس علمى كه در جمله : من بعد ما جاءك من العلم آمده ، علمى است كه هم از راه وحى الهى حاصل مى‏شود و هم از راه برهان ، پس اثر این علم باید هم در رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) حاصل شود و هم در هر شنونده‏اى دیگر در غیر رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) ، بنا بر این اگر فرض كنیم شنونده‏اى در داستان عیسى (علیه‏السلام) شك كند از این جهت كه دلیل بر آن وحى الهى است ، از این جهت كه برهانى ساطع و عقل فهم بر آن قائم است ، نمى‏تواند شك كند ، و چه بسا به خاطر افاده همین نكته بوده كه فرمود : من بعد ما جاءك من العلم و نفرمود : من بعد ما بیناه لهم ، چون اگر اینطور فرموده بود از دلیل اول یعنى وحى الهى سكوت كرده بود و اما با آوردن جمله اول فهماند دلیل بر حقانیت داستان علم است و دلیل آن علم دو تا است : یكى وحى و دیگرى برهان عقلى

البته در این میان نكته‏اى دیگر هست و آن اینكه آوردن تعبیر اول و به رخ كشیدن علم مایه دلخوشى رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است و اینكه او به اذن خدا غالب و پروردگارش یاور او است و به هیچ وجه از نصرتش دریغ نمى‏دارد ، چون او بود كه علم به داستان عیسى (علیه‏السلام) را به وى ارزانى داشت

فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءكم و نسائنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ضمیر متكلم مع الغیر نا - ما در كلمه ندع با همین ضمیر در كلمات ابنائنا و نسائنا و انفسنا تفاوت دارد ، اولى به دو طرف متخاصم ، یعنى رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و بزرگان نجد كه مسیحى بودند برمى‏گردد و آن سه ضمیر دیگر به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و همراهانش ، و به همین جهت كلام آیه در این معنا است كه فرموده باشد بیائید تا ابناء و نساء و انفس را بخوانیم و آنگاه ما ابناء و نساء و انفس خود را و شما هم ابناء و نساء و انفس خود را دعوت كنید ... ، بنا بر این در كلام اختصار گوئى لطیفى بكار رفته و مصدر مباهله كه فعل نبتهل مضارع آن است به معناى ملاعنه است ، یعنى لعنت كردن یكدیگر ، هر چند كه در خصوص آیه به معناى چیزى نظیر محاجه بین شخص رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و بین بزرگان نصارا است ، ولى تعمیم دادن دعوت به فرزندان و زنان براى این بوده كه این احتجاج اطمینان آورتر باشد ، چون وقتى كسى زن و بچه خود را هم نفرین كند ، طرف مقابلش مى‏فهمد كه او به صدق دعوى خود ایمان كامل دارد ، براى اینكه خداى تعالى محبت به زن و فرزند و شفقت بر آنان را در دل هر كسى قرار داده ، بطورى كه هر انسانى حاضر است با مایه گذاشتن جان خود ، آنان را از خطر حفظ كند و براى حفظ آنان و در راه حمایت و غیرت و دفاع از آنان دست به كارهاى خطرناك مى‏زند ، ولى حاضر نیست براى حفظ خود ، ایشان را به خطر بیندازد و عینا به همین جهت است كه مى‏بینیم در آیه شریفه فرزندان را اول و زنان را دوم و خویشتن را در مرحله سوم ذكر كرده ، چون محبت انسان نسبت به فرزندان شدیدتر و با دوام‏تر است.

و از اینجا روشن مى‏گردد اینكه بعضى از مفسرین گفته‏اند : مراد از جمله ندع ابنائنا و ابناءكم ... این است كه بیائید ما زن و بچه و خود شما را نفرین كنیم و شما زن و بچه و خود ما را نفرین كنید ، تفسیر درستى نیست ، براى اینكه اینطور معنا كردن آن نكته‏اى را كه ، براى تشریك زن و بچه خاطرنشان كردیم باطل مى‏سازد.

و اینكه بطور تفصیل موارد را یكى یكى شمرده ، خود دلیلى دیگر است بر اینكه پیشنهاد كننده سخت به دعوت خود ایمان و به حق اعتماد و خاطر جمعى داشته ، كه پیشنهاد مى‏كند اى مسیحیان بیائید همگى ما و همگى شما یكدیگر را نفرین كنیم ، تا لعنت بر دروغگویان شامل همه ما و یا شما شود ، بطورى كه لعنت شامل حال زن و فرزند ما هم بشود و در نتیجه نسل دروغگو از روى زمین برچیده شود و اهل باطل ریشه‏كن شوند.

با این بیان پاسخ از اشكالى كه در ذیل آیه شده روشن مى‏شود و آن اشكال این است كه گویا گفته باشند این آیه نمى‏تواند در شان على و فاطمه و حسنین علیهم السلام نازل شده باشد ، براى اینكه لفظ جمع وقتى استعمال مى‏شود كه حداقل سه عدد مصداق داشته باشد و كلمه نساء بر یك تن - فاطمه سلام الله - صادق نیست و كلمه ابناء در مورد حسنین (علیهماالسلام) كه دو تن هستند استعمال نمى‏شود ، و همچنین استعمال كلمه انفس بر یك تن - على (علیه‏السلام) - صحیح نیست و اما پاسخش این شد كه صدق كلام موقوف بر متعدد بودن ابناء و بسیار بودن نساء و انفس نیست ، چون گفتیم : مقصود نهائى از این نفرین این است كه یكى از دو طرف با همه نفراتش از صغیر و كبیر و مرد و زن براى همیشه هلاك گردد ، مفسرین هم اتفاق دارند و روایات هم متفقند ، تاریخ هم مؤید است كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) ، وقتى براى مباهله حاضر مى‏شد احدى به جز على و فاطمه و حسنین (علیهم‏السلام) را با خود نبرده است.

اینطور تعبیر كرد كه لعنت را بر دروغگو قرار دهیم و نفرمود : درخواست كنیم چون استجابت شدن و نشدن درخواست معلق است.الكاذبین این كلمه به خاطر اینكه در سیاق عهد واقع شده الف و لام آن ، الف و لام عهد است ، یعنى همان دروغگویان معهود ، نه استغراق و یا جنس و نمى‏خواهد بفرماید تمام دروغگویان دنیا و جنس آنان را نفرین كنیم ، بلكه دروغگویانى را نفرین كنیم كه در این ماجرا در یكى از دو طرف مباهله قرار دارند ، یا در طرف اسلام و یا در طرف مسیحیت قرار گرفته‏اند ، اسلام مى‏گفت : هیچ معبودى غیر خدا نیست و عیسى (علیه‏السلام) بنده خدا و رسول او است ، مسیحیت مى‏گفتند : عیسى خودش الله و یا پسر الله است و یا الله سومى از سه خدا است

و بنا بر این پس این معنا روشن است كه اگر ادعا و مباهله‏اى بر سر آن ، بین شخص رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و بین جمعیت نصارا بود یك طرف شخص واحد و طرف دیگر جمعیتى بود ، لازم بود در آیه تعبیرى بیاورد كه قابل انطباق بر مفرد و جمع باشد ، مثلا بفرماید : فنجعل لعنة الله على من كان كاذبا ، * لعنت خدا را بر كسى قرار دهیم كه دروغگو بوده باشد  ، ولى اینطور نفرموده ، معلوم مى‏شود دروغگویى كه نفرین شامل حالش مى‏شود جمعیتى است كه در یك طرف این محاجه قرار گرفته ، حال یا در طرف رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و یا در طرف نصارا ، و این خود دلیل بر این است كه همه حاضران در مباهله ، شریك در ادعا هستند ، چون كذب همواره در ادعا است ، پس هر كس كه با رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) بوده ، یعنى على و فاطمه و حسنین (علیهم‏السلام) در دعوى رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و در دعوتش شریك بودند و این از بالاترین مناقبى است كه خداى تعالى اهل بیت پیامبرش (علیهم‏السلام) را به آن اختصاص داده ، همچنانكه مى‏بینیم در آیه شریفه از اهل بیت تعبیر به انفس و نساء و ابناء كرده یعنى این چند تن را از میان همه مردان و زنان و فرزندان خصوص اهل بیت را جان رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و زنى كه منتسب به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است و فرزندان رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) خوانده .

 حال اگر بگوئى همین چند سطر قبل ، خودت گفتى كه اطلاق لفظ جمع در مورد مفرد در قرآن كریم بسیار است و در آیه مورد بحث هم كلمه جمع ( نساء ) را بر فاطمه (علیهاالسلام) اطلاق كرده ، پس چه مانعى دارد كه استعمال لفظ كاذبین را هم به همین نحو در یك فرد ، صحیح بدانیم یعنى بگوئیم در طرف مسیحیت منظور همه آن دروغگویان است و در طرف رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) شخص آن جناب ، كه بنا بر این دیگر على و فاطمه و حسنین علیهم‏السلام شریك در دعوى و در نتیجه شریك در نفرین نیستند

*********************
جمعه 18 آبان 1391 - 1:02:03 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


پیام 1234دعا


پیام 1233دعای روز های ماه مبارک رمضان


پیام 1232روز مبعث چه روزی است؟


پیام 1231 سال روز شهادت مولا و آقا باب الحوائج امام کاظم علیه السلام


پیام 1230 فضایل امیرمومنان حضرت علی علیه السلام در قرآن - گفتگوی معاویه با ابن عباس


پیام 1229 واقعه غدیر خم و اهمیت آن


پیام 1228 زندگی پر بار حضرت امام جعفر صادق عليه السلام


پیام 1227 چهل حدیث از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


پیام 1226ویژگی های شب قدر در قرآن


پیام 1225 شمه ای از فضایل حضرت امام حسن علیه السلام


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

310106 بازدید

229 بازدید امروز

32 بازدید دیروز

625 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت